چهارشنبه سوري؛ تلخي من از تو...
تلخي بعضي چيزها بدجوري كام آدم را زهرمار ميكند. چهارشنبه سوري اصغر فرهادي از آن دست تلخيهايي است كه اگر ذره اي خوش بيني در وجودت مرده باشد، وادارت مي كند به همه چيز با ديده شك و ترديد نگاه كني.
چيزي كه خيلي آزاردهنده است اين كه توي همين روابط دوستانه وقتي كمي صميميت هم وجود داشته باشد، دختر يا پسر متوجه هرز پريدن طرف مقابل خود مي شوند و به نظرم اين حسي است كه به ندرت امكان اشتباه شدن در آن وجود دارد( البته استثنا هم در مورد انسانهاي شكاك وجود دارد) اما اين حس كه به زعم من در خانومها بسيار قوي و بيدار است، از سوي آقايان هميشه واپس زده مي شود و انكار پشت انكار ...
خيانت خيلي وحشتناكه، از دوستي و شراكت كاري گرفته تا زندگي مشترك، از طرف مرد يا زن. عمق فاجعه وقتيه كه در يك زندگي مشترك وقتي فكر ميكني همسرت هرز ميپره بخواهي اين مساله را اثبات كني. در اين شرايط فكر ميكنم آدم در يك گرداب انرژي ميافتد و هرچه دست و پا بزند باز هم غرق ميشود، فقط شايد كمي آرامش مقطعي به دنبال داشته باشد. نمونه اين مساله را اصغر فرهادي به خوبي درفيلم چهارشنبه سوري نمايش داده است.
