تبليغاتX
بدون حرف - انرژی مثبت
 
 
سالی یک بار بیشتر نمی‌بینم این فامیل دور را و همین سالی یک بار کافی است تا برای مدتها از وجودش  انرژی بگیرم. مراسم سالگرد پدرش بود این دیدار آخری. آغوش و نگاهش به قدری گرم است که ناخودآگاه در مجلس سرد و غمدار مجلس ترحیم از پس اشکی که چشمانش را پوشانیده گرمی خاصی را حس می کنی.
مددکار است و به واقع به آنچه می‌گوید معتقد. وقتی خطاب قرارش می‌دهم و از انرژی مثبتی که ساطع می‌کند حرف می‌زنم دستش را بالا می‌برد و خدا را شکر می‌گوید.
غبطه می‌خورم به انرژی و نگاه مثبت و تاثیر گذارش به زندگی.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 13:30  توسط راحله میرخانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM