تبليغاتX
بدون حرف
 
 

پُرم از تردید، ۲دلی، ۲راهی، ۲گانگی و ۲ به شکی...

تصمیم گیری در این ۲ شاخه های لعنتی خیلی سخته.

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:6  توسط راحله میرخانی 

جوونور دوست داشتنی! امشب اینجا و توی این اتاق، جات خیلی خالیه. عادت کرده بودم ۲ ماه به پچ پچ کردنهای نیمه شب و ریز ریز خندیدنهات تا ساعت ۴ صبح و حتما تو هم به التماسهای من که "جوونورها بگیرید بخوابید! " حالا رفتی و من امشب باز هم نمی تونم زود بخوابم،چون دلم هنوز نرفته تنگت شده و گویی چیزی از این خانه کم شده است. درست مثل سالهای دیگه که اومدی و رفتی.خسته شدم از این آمدن و رفتن ها که همه مان را هوایی می کند...

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 23:46  توسط راحله میرخانی 

هیچ کس و هیچ چیز در این کشور سرجای خودش نیست. اینترنت باز هم مشکل دارد و باز هم آب از آب تکان نمی خورد. اظهار نظر ها ادامه دارد اما کسی نیست که به چاره اندیشی ها توجه کند و این دور باطل همچنان ادامه دارد.اینترنت هم به سرنوشت آنتن دهی موبایل دچار شده است و دائم قطع و وصل می شود و چشمک میزند نه انگار که جماعتی به این وسیله ارتزاق می کنند و اموراتشان را می گذرانند. مسئولان پاسخ نگو فراوانند در دولت جدید هم.

 و باز هم قطعی ها ادامه دارد همچون سریالی ادامه دار...

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 16:33  توسط راحله میرخانی  | 

از حیوانات که خوشت نیاد، از مار (آن هم از نوع پیتون) که وحشت داشته باشی و چندشت بشه و حرکات بندبازی و ژانگولربازی هم که تا حالا توی تلویزیون دیدی جذبت نکرده باشه، رفتن به سیرک برایت خیلی کسالت آور میشه. اما وقتی توی تعارف و لطف دعوت کننده بمونی، میری و البته خیلی هم از سیرک خوشت میاد!

چون برای بار اول بود که به سیرک می رفتم، نمی توانم مقایسه ای انجام بدهم و نتیجه گیری کنم که آیا سیرک خوبی بود یا نه؟ اما مهم این بود که بیش از ۲ ساعت از بودن در محیط باز پارک ارم لذت بردیم همگی.

محمدعلی قهرمانی( پسر سیروس قهرمانی که ظاهرا در سیرک ایران چهره معروفی است) برای مدیریت سیرک خیلی جوان بود. قهرمانی ۳۲ ساله، جوان بسیار خوش تیپ و ورزیده ای بود که از همان ابتدای ورود به محوطه نظر ما را جلب کرد اما هیچ کدام انتظار نداشتیم که در قسمت پایانی برنامه به تنهایی به قفسی که ۱۸ قلاده شیر در آن می لولیدند رفته و با شیرهای نر درنده روبرو شود. خیلی زیبا بود رام بودن سلطان جنگل و ادای احترام و دست دادن شیرهای ۴۰۰ کیلویی به قهرمانی. یکی از همراهانم معتقد بود که شیرها از رام کننده شان وحشت دارند اما به نظرم واقعا رام کننده شان را دوست داشتند.

موسیقی زنده، حرکات زیبای آکروباتیک از ۴ برادر جوان، تقلید صدای هنرمندانه و اجرای خوب یک مجری مسلط شب خوبی را در پارک ارم برای تماشاچیان رقم زده بود.ظاهرا این گروه هرشب از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۰:۳۰ در محوطه باز پارک ارم برنامه دارند.برای تغییر روحیه و یکی دو ساعت هیجان به نظرم برنامه مناسبی است.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 15:11  توسط راحله میرخانی  | 
بعضی از روزها هیچ چیز سر جای خودش نیست. مثل امروز...
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 13:26  توسط راحله میرخانی 

باورم نمیشد در فرودگاه مهرآباد تهران که حداقل در قسمت پروازهای خارجی ترمینال نسبتا آبرومندانه ای دارد، شکل و شمایل و فضایی شبیه ترمینال حجاج وجود داشته باشد. در منتها الیه غربی فرودگاه پشت دیوارهای دلگیر درفضایی که با چادر پوشیده شده و انعکاس صدای بادکنک فروشها و مردم منتظر، گوش را کر و هوای دم کرده اش تنفس را مشکل می کند انتظار برای پروزاهای همیشه با تاخیر اعصاب خرد کن است. در محوطه باز همین ترمینال شکل نافرم تری از حضور استقبال کنندگان که روی زمین آسفالت شده نشسته و انتظار می کشند وجود دارد و از همه مضحک تر این که مثل زندان باید پشت میله ها منتظر بمانی تا مسافرت از راه برسد و زندانبانها در را باز کنند تا نوبت به نفر بعدی برسد.

در جمهوری اسلامی که این همه داعیه اسلام مداری و مذهب وجود دارد زائران خانه خدا و استقبال کنندگان به بدترین وجه مورد بی احترامی قرار میگیرند چرا که از اهالی همین مرز و بومند و صدایشان به جایی نمی رسد.

* راستی یک سوال. این حلقه گلهای مصنوعی و طبیعی که مردم به گردن مسافرانشان می اندازند برای چیست؟ به واسطه سفر به عربستان رکوردی شکسته یا فتحی انجام می شود مگر؟

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 9:22  توسط راحله میرخانی  | 

از اعتماد به نفس کاذب بعضی از آدمها از دیشب تا حالا مغزم مشغوله. به نظر شما چرا یک مرد حدود ۴۰ ساله به واسطه داشتن ۲ خانه ۱۶۰متری و یک تویوتا کرونای سفید باید فکر کند که هرچیز که بخواهد میتواند به دست آورد؟ حتی یک دختر خوشگل و امروزی ۲۰ ساله را؟؟

جای چاقویی که روی صورت این آقا بود در نگاه اول حال بیننده را بد میکرد اما آقا به گفته خواهرش همه کار(از خانم بازی گرفته تا کشیدن تریاک و حشیش) را انجام داده و بعد از سالها تصمیم به ازدواج گرفته بود و تاکید داشتند که همسر ایشان حتما باید زیبا، خوش تیپ و نجیب باشد!! البته می دانم که متاسفانه بعضی خانمها حاضرند به خاطر پول هر شرایطی را بپذیرند اما واقعا برای خواهر کوچولوی من و خانواده ما توهین آمیز بود پیشنهادی که مطرح شد. قيافه عصباني و برافروخته و گاهي پوزخندهاي ما البته پاسخ پيشنهاد دوستان جديدمان بود اما خيلي دلم مي خواست رك و پوست كنده سوال مي كردم كه چه طور به خود اجازه مطرح كردن چنين پيشنهادي را داده اند؟

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 9:6  توسط راحله میرخانی  | 

کاش دوستانی که در روابط عمومی شرکتهای دولتی و یا خصوصی عنوان روابط عمومی را با خود به دوش می کشند فقط به اندازه ۲ واحد درسی از خبر و خبرنویسی سر در می آوردند.سرگیجه گرفتم از این هجمه جملات تبلیغی به اصطلاح خبر که راه به راه به میل باکسم سرازیر می شوند و اس ام اس های مداوم و خسته کننده آقایان و خانمهای مجری روابط عمومی که شبیه ویزیتورها به دنبال چاپ این اخبار می دوند تا شاید پورسانتی ...

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 15:28  توسط راحله میرخانی  | 

 

شمعی برای صلح روشن کنیم. توی این مدتی که لبنان جنگ شده آنقدر گرفتاری داشتم که حتی در جریان ریز این جنگ لعنتی نبودم. حالا که خبرها را بیشتر می خوانم و عکسهای این جنگ احمقانه را میبینم تنم میلرزه. جنگ همیشه و همه جا چندش آور و تلخه. ماها که طعم تلخ روزهای جنگ و دلشوره های آژیر قرمز و پناهگاه را چشیدیم خوب لمس می کنیم چهره منفور جنگ را.

مرتبط: شمعی برای صلح روشن کنیم

  نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:0  توسط راحله میرخانی  | 

خوب بالاخره مديران شركتهاي بزرگ هم نياز به همكاري و همياري رسانه ها را حس كرده اند. مديران شركت پارس آنلاین امروز نشستي دوستانه با برخي از خبرنگاران حوزه آي تي داشتند. مديران پارس آنلاين اصلا شبيه تصور من نبودند و اين نكته اي بود كه خود هم بر آن اشراف داشتند. پارس آنلاين به قول آقاي صالحي، وجهه خوبي در ميان عموم ندارد. به نظرم پيشقدم بودن در امر فيلترينگ و شايعاتي كه اين شركت را به نظام دولتي و يا افراد حكومتي نسبت مي دهند مهمترين علل مردمي نبودن اين شركت بزرگ است.هرچند خود معتقد بودند كه پيشرفت ناگهاني و چشمگير اين شركت باعث بوجود آمدن اين شايعات شده است و اين شركت كاملا متعلق به بخش خصوصي است اما دست به عصا راه رفتن و مجري صرف نظام بودن كمي اين ادعا را زير سوال مي برد.

وقتي از مديرعامل اين شركت علت پيشقدم بودن در امر فيلترينگ را پرسيدم، به راحتي توپ را به زمين مخابرات و ۳ شركتي كه مامور امر مقدس فيلتر كردن و همچنين كميته تعيين مصاديق پرتاب كردند اما انصافا چرا بسياري از سايتها و وبلاگها در برخی سرویس دهنده ها همچون پارس آنلاین زودتر از بقیه فیلتر می شوند؟

وبلاگ پرستو هم از نوع نت و هم کام از این دسته است که همین الان از طریق پارس آنلاین فیلتر و در همین لحظه از سرویس دیگری ( که اسم نمی آورم چون می ترسم که فیلتر شود!) هر دو قابل دسترسی است!

نظام ناهماهنگ و بدون ضابطه فیلترینگ متاسفانه در کشور بسیار آزاردهنده شده است.

  نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 16:12  توسط راحله میرخانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM